روز جهانی سالمند و
مقام سالمندان
گرامی باد
به نام خدایی که بزرگی و بزرگواری پرتویی از ذات اقدس اوست
نهم مهر ماه۸۶ مصادف با روز سالمند مهد کودک ما حال و هوای جالبی داشت
شیفت صبح یکی از مربیان عزیز در نقش مادر بزرگ گریم شد
و به گفت و گو با بچه های عزیز پرداخت برای اونها قصه گفت
و راجع به احترام به بزرگتر ها و ارزش سلام
کردن برای اونها صحبت کرد و در پایان هم با بچه ها
به تفکیک کلاسها عکس یادگاری انداخت .
شیفت عصر مریم کمالی کودک ۴ ساله در نقش مادربزرگ بود
و چون هیچکدوم از پسرها حاضر نشدند گریم پیر مرد روی
اونها صورت بگیره از پسرم سبحان خواهش
کردم در این نقش برامون برنامه اجرا کنه
( ۲ تا مطلب جالب ۱: پسر ها می گفتند اگه مارو گریم اسپایدر من
و بت من می کنید ما حاضریم بابابزرگ بشیم !۲: اینکه پسرم
رو از زنگ ورزش مدرسه آورده بودم و بلوز و شورت ورزشی داشت
یعنی یه بابابزرگ سرحال و فوتبالیست !!!!!!!!
مریم کمالی برای بچه ها شعر مادر بزرگ رو خوند
و سبحان هم قصه ی شنگول و منگول تکراری رو تعریف کرد .
(یه چیز دیگه که خیلی برامون جالب بود اینکه ۲تا از دختر ها
از بابابزرگ کوچولو می ترسیدن و گریه می کرد ن )
مادر بزرگ در حال قصه گویی
کلاس پیش دبستانی
کلاس ۵-۴ سال
کلاس ۴-۳ سال
مریم کمالی مادر بزرگ کوچک
مادر بزرگ و پدر بزرگ کوچک و ورزشکار
کلاس ۵-۴ سال شیفت عصر
کلاس ۵-۴ سال (۲ )
کلاس ۴-۳ سال
مادر بزرگ کوچک در کنار خواهر دوقلوش ( عکس بالا)
۳ تا عکس پایین هم نوه های کوچولوی زیر ۲ سال در اغوش پدر بزرگ و مادر بزرگ )
متاسفانه بچه های زیر ۲ سال اغلب اوقات خواب هستند و امکان عکس گروهی از همه ی اونها تا حالا نبوده .
این هم آتنا کوجولو بغل مامان بزرگ