بسیار خوشحالم از اینکه به من و همه ی همکارانم این همه لطف دارید ،بازدید های شما از وبلاگ و درج نظراتتون باعث دلگرمی بیشتر من و همکارانم در ادامه ی راه است نیازمند نظرات ارزشمند شما هستم و هدفم این است که یه مهد کودک ایده آل از هر جهت رو اداره کنم و این تنها با مساعدت و همفکری شما ها امکان پذیر است البته خودتون واقف هستید در خیلی از موارد واقعاْ دستم بسته است و متاسفم از اینکه کاری از دستم برنمی یاد از جمله ی اونها : کمبود شدید امکانات و وسایل آموزشی و کمک آموزشی و اسباب بازی های فکری است دلم می خواد یه نفر به نمایندگی از همه ی شما از کلاسها بازدید کنه برای هر واحد کاری که بخوام ارائه بدم نیاز به ابزار کمک آموزشی احساس می شه بچه ها در مقطع راهنمایی و دبیرستان نیستند که بتونیم به صورت تئوری مطالب رو در ذهن اونا جای بدیم با با دست حس کنند و با چشم ببینند تا باور کنند وحالا این ضعفه و جبران این ضعف از عهده ی من خارجه تا اونجایی که به من مربوط بوده انجام دادم ،به کانون پرورش فکری رفتم و از جدید ترین وسایل موجود بروشور و عکس و کاتالوگ و پیش فاکتور جهت خرید گرفتم و مشابه این کار رو در فروشگاه های خانه ی ادبیات کودک و نوجوان ،فروشگاه با فرزندان ،مرکز خلاقیتهای هنری کانون، وابسته به شهرداری تهران ، نمایندگی یونیسف در تهران و ....نیز انجام دادم ولی نه بودجه ای جهت خرید این وسایل در اختیارم قرار می دهند نه خودشون اقدام به خرید می کنند و در مقابل اصرارهای من لطف می کنن ومیفرمایند :تو سه سال گذشته چه جوری کار کردند شما ضعف مدیریتی دارید که با امکانات موجود نمی تونید کار کنید .اونا هم این امکانات رو نداشتند ولی کار کردند و هیچ اعتراضی هم نداشتند .این طرز فکر برای من که خیلی جالب است برای شما چطور ؟
یکی دیگه از برنامه هام تهیه و چاپ جزوه های آموزشی ویژه ی اولیا است با موضوعات :تربیت جنسی -استقبال از کودک -پرورش خلاقیت -راههای قلبه بر دیر خوابیدن بچه ها -چگونگی مواجه با نحوه صحیح غذا خوردن - اضطراب کودکان -ناخن جویدن -علاقه ی شدید به بازی و اسباب بازی و......
متاسفانه بزرگ ترین مانع نداشتن دستگاه کپی در مهد کودکه و امکان چاپ بیرون از چهارچوب مهد کودک نیز مستلزم هزینه است که هیچ کس راضی به پرداخت این هزینه نخواهد شد .
امشب دلم خیلی پر بود ریاد حرف زدم ،ببخشید
یه مطلب دیگه به دوست عزیزی با نام آقا محسن که لطفش هر روز شامل حال ما میشه و حرفهای دلگرم کننده ی ایشان باعث تجدید روحیه ی همکاران ،ایشون گله دارند که چرا نظراتشون درج نمی شه خدمت ایشون عرض می کنم تمام مطالب شما رو می خونم و ممنونم اما تو یکی از پستها هم براتون نوشتم تا نام فامیل شما رو ندونم و نشناسم ولی عزیز کدوم کودک هستید نمی تونم نظراتتون رو درج کنم این قصور از طرف من نبوده منتظر معرفی کامل شما هستم تا دوستان دیگه هم از نظرات ارزشمند شما استفاده کنند .
سربلند و کامیاب باشید
شب قدر است و فصل اجابت،
آرزومندم دلهایتان آسمانی و
دستهایتان به عرش اجابت نزدیک باد .
روز جهانی سالمند و
مقام سالمندان
گرامی باد
به نام خدایی که بزرگی و بزرگواری پرتویی از ذات اقدس اوست
نهم مهر ماه۸۶ مصادف با روز سالمند مهد کودک ما حال و هوای جالبی داشت
شیفت صبح یکی از مربیان عزیز در نقش مادر بزرگ گریم شد
و به گفت و گو با بچه های عزیز پرداخت برای اونها قصه گفت
و راجع به احترام به بزرگتر ها و ارزش سلام
کردن برای اونها صحبت کرد و در پایان هم با بچه ها
به تفکیک کلاسها عکس یادگاری انداخت .
شیفت عصر مریم کمالی کودک ۴ ساله در نقش مادربزرگ بود
و چون هیچکدوم از پسرها حاضر نشدند گریم پیر مرد روی
اونها صورت بگیره از پسرم سبحان خواهش
کردم در این نقش برامون برنامه اجرا کنه
( ۲ تا مطلب جالب ۱: پسر ها می گفتند اگه مارو گریم اسپایدر من
و بت من می کنید ما حاضریم بابابزرگ بشیم !۲: اینکه پسرم
رو از زنگ ورزش مدرسه آورده بودم و بلوز و شورت ورزشی داشت
یعنی یه بابابزرگ سرحال و فوتبالیست !!!!!!!!
مریم کمالی برای بچه ها شعر مادر بزرگ رو خوند
و سبحان هم قصه ی شنگول و منگول تکراری رو تعریف کرد .
(یه چیز دیگه که خیلی برامون جالب بود اینکه ۲تا از دختر ها
از بابابزرگ کوچولو می ترسیدن و گریه می کرد ن )
مادر بزرگ در حال قصه گویی
کلاس پیش دبستانی
کلاس ۵-۴ سال
کلاس ۴-۳ سال
مریم کمالی مادر بزرگ کوچک
مادر بزرگ و پدر بزرگ کوچک و ورزشکار
کلاس ۵-۴ سال شیفت عصر
کلاس ۵-۴ سال (۲ )
کلاس ۴-۳ سال
مادر بزرگ کوچک در کنار خواهر دوقلوش ( عکس بالا)
۳ تا عکس پایین هم نوه های کوچولوی زیر ۲ سال در اغوش پدر بزرگ و مادر بزرگ )
متاسفانه بچه های زیر ۲ سال اغلب اوقات خواب هستند و امکان عکس گروهی از همه ی اونها تا حالا نبوده .
این هم آتنا کوجولو بغل مامان بزرگ
ما چهره ز غم نمی خراشیم
ما خوبی او به خلق گوییم
تا هر دو دروغ گفته باشیم
فردا متعلق به آیندگان است
اما می توان در این فردا و آینده نقش داشت
فردا همین امروز است ،
که دیروز در فکر و اندیشه ی آمدنش بودیم .
پس تا امروز و حال را در اختیار داریم ،فعال و موثر در فردا شرکت جوییم
و آینده را با تدبیر و تعقل رقم زنیم .
پاسخ شما دوست گرامی رو در همون پست قرار دادم .
از اینکه برنامه های ما رو دنبال می کنید متشکرم .
به نام خدای بنده نواز
سلام خدمت دوستان خوبم
به لطف خدا و کمک دوستان و همکاران جشن اکرام ایتام شهرستان جم و روستاهای تابعه در تاریخ پنجشنبه ۵/۷/۸۶ با حضور ۴۰۰ نفر از مدعوین (مسئولین محترم شهر، پرسنل پارس جنوبی و خانواده های محترم ،پرسنل پالایشگاه فجر جم و خانواده های ایشان ،پرسنل پتروشیمی و خانواده ی کودکان ساکن در جم ) برگزار گردید .
اجرای برنامه برعهده ی آقای هوشمند بود و برنامه در ابتدا با تلاوت قرآن توسط آقای زائری آغاز شد بعد از تلاوت قرآن سرود مقدس جمهوری اسلامی ، خیر مقدم خودم به حاضرین در مجلس ، بعد اولین قسمت از کار گروه موسیقی که واقعاْ سنگ تموم گذاشتند و با اینکه در شب میلاد برنامه های دیگه ای داشتند قبول کردند به صورت کاملاْ خیریه و تنها جهت حامی یابی برای ایتام اجرا گردید ، بعد سخنرانی حجةالاسلام شیخ علی رضایی نماینده ی امام جمعه ی محترم شهر ، بعد از سخنرانی مسابقه ی کودکان و اهدای هدیه به تمامی کودکان حاضر در جشن ، مرحله ی دوم اجرای گروه موسیقی و در پایان سخنرانی جناب آقای مصدقی ریاست محترم کمیته ی امداد و توضیحات ایشان در مورد اکرام ایتام صورت گرفت .
در حین برنامه ثبت نام از حامیان محترم صورت گرفت و به کمک خدا در پایان ۲۵ کودک یتیم مورد سرپرستی و حمایت قرار گرفتند .
پذیرایی از میهمانان عزیز بد ورود ایشان به سالن با (موز ، آبمیوه و کیک و زولبیا و بامیه صورت گرفت )
در پایان جاداره از این عزیزان جهت حمایت برنامه قدردانی و تشکر کنم .
جناب آقای باورساد (مدیریت عملیات طرحهای غیر صنعتی ) و جناب آقای مهندس محمودی فر معاون ایشان که اجازه اجرای این طرح در مهد کودک را صادر کرده و ما را یاری نمودند .
جناب اقای کیانی ریاست محترم خدمات رفاهی
جناب آقای قصدی (معاونت محترم اداره ی خدمات رفاهی)
که از صبح روز جشن تا لحظات آغاز جشن هم در حال تدارک امکانات بودند
اداره ی مستغلات
حراست شهرک که مسئولیت حفظ نظم رو برعهده داشتند
شرکت مدیریت توسعه ی صنایع پتروشیمی که در تهیه ی سن جهت اجرای برنامه همکاری نمودند
شرکت پالایش گاز فجر جم که زحمت تصویر برداری ،ضبط و انعکاس خبر در جراید رو برعهده گرفتند
جناب آقای عینی ریاست محترم فرودگاه مدیر گروه موسیقی که زحمات ایشان قابل جبران نخواهد بود
جناب آقای محمدیان رهبر گروه موسیقی که خوانندگی گروه نیز بر عهده ی ایشان بود
جناب آقای مصدقی ریاست محترم کمیته ی امداد و جناب آقای روستا و آقای حقیقت پرسنل کمیته ی امداد امام خمینی
معاونین محترم مهد کودک خانمها نادری و مومن زاده
مربیان عزیزمهد کودک
خدمه محترم مهد کودک که زحمت پذیرایی از مدعوین در حین جشن و نظافت و جمع اوری وسایل در پایان جشن رو بر عهده داشتند
جناب آقای مومن زاده
(امیدوارم عزیزی رو از قلم نینداخته باشم )
جا داره در پایان از همسر خودم تشکر ویژه ای داشته باشم که با گذشت و سعه صدر و فداکاری
بهترین حامی و پشتیبان منه .
سلامت و موفق باشید .
مسئولین از سمت چپ:حاج آقا رضایی (نماینده ی امام جمعه )،آقای مصدقی رئیس کمیته ی امداد ،
فرماندار محترم شهر ،آقای نوردوست (آموزش و پرورش )،نفراول از راست هم ریاست محترم شورای بخش .
ردیف دوم از راست : سرکار خانم محمدی (مسئول امور اجتماعی اداره ی بهزیستی )
نفر اول از راست : جناب آقای عینی ریاست محترم فرودگاه توحید و مدیر گروه موسیقی